zendegi chist? only sex

لينکها


ايميج همين وب لاگ

  12/04/2003

 به خاطر يک بار ارضاء

 

دنيا يك دختر ۱۷ ساله بود و تو كلاس سوم دبيرستان درس ميخوند.
پدر مادرش هر دو شاغل بودن و شب از سر كار برميگشتن خونه.
از دوسال پيش كه مادربزرگ دنيا فوت كرده بود دنيا تنها شده بود و وقتي كه از مدرسه ميومد تا وقتي كه پدر و مادرش از سر كار برميگشتن توي خونه تنها بود.

خيلي وقتها كه از زور بيكاري با خودش ور ميرفت!
هميشه با انگشتش خودشو ارضا ميكرد.
خيلي دوست داشت با يك پسر دوست بشه.
هم براي در آوردن خودش از تنهائي و هم براي ارضاي جنسي خودش كه به لحاظ تنها بودنش بيشتر از هم سنهاي خودش به سكس احتياج داشت.
اما به خاطر مذهبي بودن خانواده اش دوستي با يك پسر رو ننگ و فساد يه دختر ميدونست.

روزگار ميگذشت و تو سال تحصيلي جديد دختري به اسم مژگان به مدرسه اشون اومده بود كه با همه فرق داشت.

مژگان از همون روز اول با دنيا دوست صميمي شده بود و اين صميميت باعث شده بود كه مژگان از دوست پسراش و سكس با اونها براي دنيا بگه.
و وقتي كه دنيا توي خونه تنها بود حرفاي مژگان رو به ياد مياورد و بيشتر از قبل حسرت ميخورد. همه جور روش ارضا شدن رو تنهائي رو خودش اجرا كرده بود اما همه روشها تكراري بودن و كاملا ارضاش نميكردن!
دنيا كير ميخواست.
عاشق اين بود كه يك روزي پسري پيدا شه و بي مقدمه كيرش رو تا اونجائي كه جا داره تو كسش فرو كنه! و اينقدر تلمبه بزنه كه جيغش سقف ۷ آسمون رو بشكافه.
اما حيف كه همش فكر و خيال بود
خيلي وقتها تو راه برگشت به خونه دوست داشت سوار ماشينهائي كه جلوش ترمز ميكنن و يا براش بوق ميزنن بشه! يا دوست داشت يه راست بره تو بغل پسري كه بش متلك انداخته٬ اما حس غرورش اجازه هيچكدوم از اينكارا رو بهش نميداد.

يك روز توي مدرسه مژگان يك فيلم به دنيا داد و گفت بعد از مدرسه ميخوام برم جائي و نميتونم اينو همرام ببرم. فردا ازت ميگيرمش.
ظهر كه طبق معمول دنيا به خونه رسيد.
بعد از ناهار خوردن و دوش گرفتن! ياد فيلم افتاد و اونو توي ويدئو گذاشت تا ببينه چه فيلمي هست.
دنيا كه تو عمرش صحنه سكسي نديده بود
داشت فيلم سوپر ميديد!
چشاش با ديدن صحنه هاي فيلم از حدقه در اومده بود.
با دقت صحنه ها و حركات توي فيلم رو دنبال ميكرد
ديگه نميتونست خودشو نگه داره!
خودشو به كاناپه رسوند و بدنشو روي اون ولو كرد و طاقباز روي اون خوابيد.
دامنشو داد بالا و از بغل شورتش چهار تا انگشتش رو به زور توي كسش فرو كرد. با هر صحنه فيلم كه كيري عقب و جلو ميشد اونم انگشتاشو توي كسش عقب و جلو ميكرد.
يك بار با همين حركات ارضا شد اما هنوزم شهوت داشت و حشري بود
احساس ميكرد الان ۲۰ مرد هم همزمان تو تموم سوراخهاي بدنش كير فرو كرده بودن هم بازم شهوتش خوابيده نميشد.
اينبار سه تا از انگشتاش توي سوراخ كونش بود و با اون يكي دستش كسش رو نوازش ميكرد. تا اينكه نگاهش به سبد ميوه روي ميز افتاد.
چهار دست و پا خودشو به سبد رسوند و خياري رو كه از همه خياراي ديگه گنده تر بود رو ورداشت.
اول مثله هنر پيشه زن فيلم شروع كرد خيار رو ساك زدن ! و بعدش تا اونجائي كه جا داشت! خيار رو توي كسش فرو كرد و شروع كرد عقب و جلو كردن خيار.
و اون يكي دستش هم چهار تا انگشتش تو سوراخاي كونش بودن.
اينبار بيشتر از دفعات قبل احساس ارضا شدن ميكرد دوست داشت همه عمرش رو تو اين حالت باشه!!
ديگه حتي موقع تو رفتن خيار انگشتاش هم همراه اون تو كسش فرو ميرفت.
همراه عقب و جلوشدن خيار جيغ نرمي هم ميكشيد.
حركات عقب جلو شدن خيار رو هي سريع تر ميكرد.
تو همين حال احساس كرد كه سر خيار تو كسش خرد شد.
با عقب و جلو كردن نصفه خيار و عقب تر رفتن نصفه شكسته شده خيار تو كسش بيشتر احساس ارضا شدن ميكرد.
اينقدر اين حركت رو انجام داد كه براي اولين بار كاملا ارضا شده بود.
كل بدنش خيس عرق شده بود.
يه مدت بيحركت نشست و بعدش بلند شد و مقداري از خيار رو كه تو كسش مونده بود رو در اوردو و يكم سرو وضع اتاق رو مرتب كرد
اما هنوز احساس ميكرد چيزي توي كسش هست!
هر چي سعي ميكرد نميتونست درش بياره
شب كه پدر مادرش اومدن خونه!! ديدن دنيا مثله مار به خودش ميپيچه!
نميدونستن چشه خودشم به خاطر حيائي كه داشت نميتونست چيزي بگه!
با اورژانس اونو به بيمارستان رسوندن اما دكترها هم نتونستن تشخيص بدن. بخش مراقبتهاي ويژه هم كار ساز نبود و دنيا به همين سادگي مرحوم شد.
بعد از چند روز جواب پزشكي قانوني اومد!
يك كيسه فريز كه توش يك نصفه خيار بود
پزشك ميگفت تو رحمش پيدا شده و علت مرگشه.

 #نوشته شده توسط عمو سکسو در ساعت 6:53 م  نظرات شما  


  11/16/2003

 چگونه جنده شدم؟

 قسمتي رو از امروز توي اين وب لاگ راه ميندازيم به نام سرگذشتهاي عبرت آموز كليه داستانهايي كه با اين عنوان در اين وب لاگ نقل ميشوند كاملا واقعي بوده كه يك دوست حقوق دان در اختيار ما قرار داده كه جا داره همينجا از اينشون تشكر كنيم. با هم يكي از اين داستانها رو ميخونيم :



بعد از زلزله رودبار و بعد از اينكه تموم كس و كارمو توي زلزله از دست دادم منو به تهران آوردن و تو يك بهزيستي پيش بقيه بچه ها ازم نگهداري ميكردن.
تا اينكه حاج محمود كه يك مرد ۵۰ ساله وراميني بود منو به سرپرستي قبول كرد و بعد از خوندن يك خطبه دختر خونده حاج محمود شدم.
حاج محمود منو همراه خودش به باغشون توي ورامين برد. اون موقع ۱۰ سالم بيشتر نبود.
حاج محمود مردي عصبي با هيكلي درشت و تنومند بود. همه اهل محل براش احترام قائل بودن و ازش حساب ميبردن. دو تا زن داشت كه هر روز اونها رو سير كتك ميزد و جرات حرف زدن روي حرفش رو نداشتن. تموم بچه هاشم تو سن پائين ازدواج كرده بودند و رفته بودن و تنها يه دختر ۱۵ ساله از زن دومش توي خونه بود كه اونم نامزد داشت.
من از همون اول پيش محبوبه زن اولش بودم و اساسام توي خونه محبوبه بود اينو بگم كه خونه دو تا زن حاج محمود از هم جدا بود اما جفت خونه ها توي يك باغ بودن.
برخلاف بقيه حاجي رفتار خيلي ملايمي با من داشت و رو حساب حاجي همه هواي منو داشتند.
هنوز چند هفته اي از حضور من نگذشته بود كه محبوبه به خاطر ضرب و شتم حاجي در خواست طلاق داد و از خونه حاج محمود رفت و من توي خونه محبوبه تنها زندگي ميكردم. حاجي ناهار و شام برام مياورد و حسابي ازم مراقبت ميكرد. اون موقع همش ته دلم براش دعا ميكردم كه منو از بيكسي نجات داده.
روزگار ميگذشت و هفته اي يكي دوبار حاجي منو حموم ميكرد.
آب گرم لوله كشي توي اون باغ پيدا نميشد و حاجي آب رو روي اجاق گرم ميكرد و يه لگن پر از آب گرم ميكرد و منو لخت ميكرد و توي اون لگن ميشست. براي خودمم عادي شده بود كه حاجي به همه جام دست بزنه و با ليف به همه جاي بدنم سرك بكشه!
حاجي هر وقت منو ميشست دو سه بار كف صابون رو دم سوراخ كونم و كسم ميماليد و بعدش حسابي آب ميكشيد و ميگفت جائي كه ان و گه و شاش ازش بيرون مياد رو اگه هفته اي دوبار تميز نشوري مريض ميشي. پيش خودم ميگفتم چقدر شانس آوردم من كه تا حالا اينجوري خودمو تميز نكردم و زنده موندم!!



خيلي وقتها هم وقتي نظافت كون و كسم رو انجام ميداد انگشت كلفت و زبرش اتفاقي تو كون يا كسم ميرفت. تو يكي از همين موارد كه انگشت حاجي تو كسم بود درد شديدي احساس كردم و خوني ازم رفت.
درسته!! حاجي تو سن ۱۱ سالگيم با انگشتش پرده ام رو زد. اما من كه با دنيا و ادماي بيرون هيچ ارتباطي نداشتم اصلا نفهميدم كه چه بلاي اون روز سرم اومده. حاجي خيلي راحت مثه بقيه روزاي ديگه منو شست و لباس تنم كرد و رفت.
اكثر شبها من تو اتاق تنها ميخوابيدم و برام طبيعي بود. اما شبهائي كه حاجي با زن دومش دعواش ميشد ميومد و پيش من ميخوابيد. يك رختخواب بزرگ پهن ميكرد با دو تا بالش و كنار هم ميخوابيديم.
تو اكثر اين شبا نصفه شب با احساس مالش چيز گرم و كلفتي به خودم از خواب ميپريدم و ميديدم ناخودآگاه دامنم بالا رفته و كير حاجي هم اتفاقي لاپامه و خود حاجي هم خوابه!!! بدم ميومد از اينكه بغل حاجي بخوابم اما مجبور بودم. اكثر شبا وقتي هنوز كامل خواب نرفته بودم مالش شروع ميشد. بعضي شبها هم نصفه شب بوي بدي كه بعدا فهميدم آب كير حاجيه و تو شلوارش خالي شده تو رختخواب ميپيچيد و تا صبح حالت تهوع داشتم اما چيزي نميتونستم بگم.
تو تمام اين مدت يك دفعه هم توي مغزم نيومد كه دارم مورد سو استفاده قرار ميگيرم.
اين روزا گذشت تا يك شب تموم اهل باغ به مهموني رفتن و منو حاجي اونشب تا صبح تو كل باغ تنها بوديم. حاجي طبق معمول كه منو حمام كرد. درها رو ازتو قفل كرد و پرده ها رو كشيد.
گفت اسباب بازيامو ببرم و با هم بازي كنيم از توي همه اسباب بازيها منچ رو انتخاب كردو گفت تو اين بازي هر كي باخت بايد لباساشو در بياره. دست اول من باختم و مجبورم كرد كه لخت شم و تو دست دوم هم خودشو بازوند و لخت شد. كير حاجي رو تا اون موقع نديده بوديم قطرش اندازه دور بازوي من بود. و تيره رنگ و ترسناك بود. بهم نزديك شدو منو خوابوند روي زمين و اون كير ترسناكش رو حسابي چرب كرد و بي مقدمه تا اونجائي كه قدرت داشت اونو توي كسم فرو كرد.



جيغم به آسمون رفته بود اشك از چشمام جاري شده بود اما حاجي عين ديوونه ها شده بود مثه فرفره كيرش رو توي كسم عقب و جلو ميكرد اصلا التماساي منو نميشنيد. وقتي كيرش از تو كسم در ميومد احساس ميكردم شكمم سبك شده. ديگه ناي جيغ زدن و عربده كشي رو نداشتم تو حالت نيمه بيهوش بودم كه احساس كردم چيز گرمي واردم شد.



تو همون حال حاجي مكثي كرد و كيرش رو در اورد و لباس پوشيد و رفت. زماني كه به خودم اومدم صبح شده بود. بعد از اون ماجرا رفتار حاجي با من بد شده بود مثه بقيه با من رفتار ميكرد. حتي بدتر.
چند وقت بعد احساس حامله بودن رو پيدا كردم. نميدونم چرا اما خودمو از حاجي قائم ميكردم كه نبينه. نه كسي رو داشتم چيزي ازش بپرسم نه كسي كه باهاش درد و دل كنم. يه بار نصفه شب كه به دستشوئي رفتم بچه به دنيا اومد اينقدر درد داشتم كه به تنها چيزي كه فكر نميكردم بچه بود اصلا عقلم نميرسيد كه با بچه بايد چكار كنم براي همين در باغ رو باز كردم و بچه رو كمي اونور تر از در خونه كنار چمنا گذاشتم و برگشتم توي خونه و خوابيدم.
صبح با صداي عربده كشي حاجي از خواب بيدار شدم. بعدها فهميدم كه وقتي كارگرا اول صبح داشتن ميرفتن سر كار بچه رو ميبينن و در خونه حاجي رو ميزنن و ميگن اين بچه مال شماست و حاجي هم كه ميدونسته ماجرا رو بچه رو ور ميداره مياره تو و همونجا خفه اش ميكنه. اما همسايه ها پليس رو خبر كردن و مياد وسراغ بچه رو ميگيرن و حاجي رو دستگير ميكنن.
پليس كل ماجرا رو ميفهمه و حاجي رو به سنگسار محكوم ميكنن و منو هم به بهزيستي بر ميگردونن.
تو بهزيستي همه ماجراي منو ميدونستن تا چيزي ميشد لقب فاحشه و بدكاره بم ميدادن زندگي توي بهزيستي از زندگي پيش حاجي سخت تر بود. واسه همين بعد از يكسال از بهزيستي فرار كردم.
بعد از چند وقت خيابون گردي و سير كردن شكمم با زباله هاي مردم تو يك پارك با يك زن ميانسال به اسم شهين آشنا شدم كه اون منو با يك شهر نو آشنا كرد. ديگه از زندگي نكبت بارم خسته شدم و رنگ بالاتر از سياهي رو امتحان كردم. خيلي بهتر از زندگي كنار خيابون و خوابيدن تو پارك بود. ديگه بعد از چند سال يك جنده تمام عيار شده بودم كه خونه فساد ما توسط مامورين كشف شد و منم جزو افراد دستگير شده منتظر صدور حكم دادگاه هستم.



 #نوشته شده توسط عمو سکسو در ساعت 10:17 م  نظرات شما  


  11/05/2003

 بررسی انواع و اقسام کون:

 تصوير شماره يك



كوني كه در تصوير مشاهده ميكنين. با اينكه ظاهري معمولي داره براي اما براي آدمهاي تازه وارد حشري كننده و حواس پرت كن هست و ممكن در همون نگاه اول هوش و عقل و حواس را از شما بگيره.
اين تصوير براي اين به نمايش در آمده كه اين نكته را گوش زد كنيم كه هرگز گول كون را از راه دور نخوريد.
مخصوصا از روي شرت يا لباس. همانطور كه در تصاوير آتي نشان داده ميشود شناخت كون جذاب و تشخيص آن براي سكس از عقب كار ساده اي است مستلزم اينكه از نزديك كون بررسي شود و نه از فاصله اي به اين دوري.

تصوير شماره دو :



در اين تصوير نماي دوربين فاصله مناسبي براي تشخيص كون مورد نظر دارد. اطراف سوراخ كون را اگر با دقت مشاهده كنيد خواهيد ديد كه رنگ پوست در آن ناحيه تيرگي بيشتري پيدا كرده است.
اين موضوع نشان دهنده آن است كه اين خانم در طول چند سال اخير هرگز به نظافت آلات تناسلي خود چه از عقب و چه از جلو اهميتي نداده. توصيه ما اين است كه هرگز با اين جور افراد تماس جنسي برقرار نكنيد چون احتمال ابتلا به بيماريهاي مراقبتي بسيار هست. ولي در صورت لزوم و اجبار حتما پس از رعايت تمامي نكات بهداشتي استفاده از كاندوم را فراموش نكنيد.


تصوير سوم :



اين كوني كه مشاهده ميكنيد كون نسبتا تميزي هست و شرايط سكس از عقب رو داره. البته در اطراف سوراخ كون اگر با دقت نگاه كنيم بازهم مقداري تيرگي مشاهده ميكنيم كه اين مقدار تيرگي براي كون طبيعي هست اما باز هم ميشه كه سوراخ كوني تميز تر از اين هم پيدا كرد. بايد توجه داشت كه براي كردن اين كونهايي كه سوراخشون تنگ هست ابتدا با كرم اطراف سوراخ خوب چرب كنيد و سپس با انگشتان خود سعي كنيد كه سوراخ را باز كنيد ابتدا يك انگشت را به آرامي چند بار داخل و خارج كنيد. سپس دو انگشت و چند ثانيه مكث در داخل كون و بعد سه انگشت. هنگامي كه احساس كرديد ماهيچه هاي سوراخ كون كاملا ارتجاع پيدا كرده اند ميتوانيد كير خود را داخل كنيد.
چند نكته در اينجا گفتنش ضروريه :
1- درسته كه كون هميشه كثيف به نظر ميرسه اما كوني كه داخل و خارجش طبق دستوري كه در شماره قبلي دادم تميز شده يك كون عادي نيست و بسيار حساس هست براي همين هميشه قبل از اينكه انگشت - كير يا آلت ديگري را كه ميخواهين وارد كون بكنين از صحت تميزي اون مطمئن شويد.
2- هرگز انگشتي كه ناخن بلند داره و يا جسمي كه نوك تيز هست رو داخل كون نكنيد كه در صورت بريدگي ماهيچه هاي داخلي كون بايد تحت عمل جراحي نقطه پاره شده بخيه زده شود
3- از كون توقع جا دادن حجمي بزرگتر از ظرفيت نداشته باشيد كه اين كار هم باعث پارگي ميشه.
4- خيليها از ريختن آب كير داخل كون واهمه دارند بايد عرض كنم كه خالي شدن آب كير داخل كون هيچ ضرري براي دو طرف نداشته و به سرعت با گرفتن مقداري آب داخل كون خارج ميشود.

تصوير چهارم :



اين خانوم درسته كه از نظر چهره بينظير هستند اما از نظر سكس آلات سكسي بدتركيبي دارن. همانطور كه گفته شدو شما هم ديگه تشخيص ميدين اولا كه آثار ميكروبي در اطراف آلات تناسلي ايشون مشهود هست ثانيا اين آلات اگر تميز هم فرض ميشدند باز هم جذابيت نداشتند. دليلي كه ميتونم براي اين عمر بيارم اينه كه به نظر ميرسه ايشون سكس رو از سنين پائين تجربه كردند و همين امر جلو رشد طبيعي اين آلات رو گرفته.

تصوير پنجم :


اين خانم از فيزيك بدني خوبي براي سكس برخوردار هستند همچنين پوست بسيار جذاب و لطيفي دارند اما همون طور كه توي تصوير تشخيص ميدين واضحه كه به نقاط سكسي بدن خود بيتوجه هستند به طوري كه پشمهاي اطراف كس ايشون چهار پنج سانت رشد كرده.
اگر شما هم احساس ميكنيد كه بدنتون شرايط فيزيكي خوبي داره هيچوقت بدون رسيدگي به نواحي سكسي اون رو در معرض ديد قرار نديد.



كوني را كه مشاهده ميكنيد كون بعد از گائيده شدن نام دارد. بعد از اينكه سكس تمام شد حتما قبل از خشك شدن آب كير آن را از بدن خود پاك كنيد چون آثار بجاي مانده از آب كير خشك شده رطوبت زير پوست را به خود جذب كرده و باعث كدر و زمخت شدن پوست شما ميگردد.
اگر آب كير درون كون شما خالي شد نيز حتما به سرعت نسبت به خالي كردن آن اقدام كنيد.




اين خانم با اينكه پوست مناسبي دارند اما كونشون از فيزيك خوبي برخوردار نيست نسبت سوراخ كون و كس را با نسبت اندازه ران پا را اگر با دقت بررسي كنيد متوجه ميشويد كه اين اندازه ها در كنار هم بدن جالبي را تشكيل نميدهند. كپلها درست است كه در سكس نقشي ندارند اما كردن كوني كه كپل مناسبي ندارد چندان دلچسب نيست


اين يك نمونه از بهترين نوع كون ميباشد كه علاوه بر تميزي از فيزيك مناسب برخوردار ميباشد.




اين كون سوراخش به اندازه كافي ارتجاع پيدا كرده و آماده سكس از عقب ميباشد. هرگز كير خود را در كوني كه به اين شكل در نيامده نكنيد.

 #نوشته شده توسط عمو سکسو در ساعت 7:38 م  نظرات شما  


  11/03/2003

  چگونه ميتوان بدنی جذاب و حشری کن داشت؟

 


۱- اولين مرحله كوتاه كردن موهاي زير بغل :
اين مرحله مهم ترين كار براي سكسي شدن يك زن هست. اگه يك تيغ كند داريد كه فقط ۱۰ سانت ديگر قدرت كوتاه كردن موهاي زائد را دارد و شما هم همه بدنتان پشمالو شده است اولين موئي را كه كوتاه ميكنيد موي زير بغل هست. كه كوتاه بودن هميشگي آن از كوتاه بودن پشمهاي دور كس هم واجب تر است. در فيلمهاي سوپر هم گاهي خانمهائي با پشم اصلاح نشده ديده ميشود اما هيچگاه خانمي مشاهده نميشد كه موهاي زير بغلش بلند باشد.
۲- بجز موي سر و ابرو تمامي موهاي موجود در بدن خانمها مانند پشم كس - پشم كون- موهاي روي پا و دست و شكم و... موي زائد حساب ميشود. كه نه تنها قبل از سكس بلكه توصيه ميشود كه در همه حال كوتاه نگه داشته شود. اگر حوصله استفاده از تيغ را نداريد و يا از اينكه هميشه ترس بريدن اعضاي حساس خود توسط تيغ را داريد اسپري هاي موبر مانند اكستاس توصيه ميشود كه هم سرعت عمل بالائي دارند و هم موادي براي لطافت پوست بعد از اصلاح در خود دارند.


البته هرگز استفاده از واجبي و تيزبر و مواد مشابه توصيه نميشود چون اولا بهداشتي نيستند ثانيا وقت و دقت زياد در محلول درست كردن آنها ميطلبد
البته بعضي وقتها اگر كس شما توسط يك مرد اصلاح شود صحنه هاي رمانتيك و جالبي را ميتواند به همراه داشته باشد.



۳- اگر سينه هاي شما انقدر كوچك است كه يك كير در وسط آن جاي نميگيرد
يا از حالت عادي بزرگتر است
يا به داخل و خارج انحراف دارد
يا شل و بيحال است
و يا نوك آن به اندازه معمول تيزي و رنگ متناسب ندارد حتما به پزشك مراجعه كنيد.

۴- قبل از سكس حتما معده خود را خالي كنيد.
سكس از عقب يكي از مهيج ترين عوامل خوشنودي مردان ايراني است كه هيچوقت نبايد آنها را با ندانم كاري از اين موهبت بيزار كنيم.
خيلي از كساني هم كه در سكس متبحر هستند بعضاً ديده ميشود كه طرز درست خالي كردن معده را بلد نيستند.
براي درست خالي كردن و تميز كردن كون خود در دستشوئي بعد از اينكه مدفوع خارج شد آب را با فشار در مخرج كون گرفته تا حسابي تميز شود. بعد از آن نوك شلنگ آب را درون كون خود كرده و آب را با فشار وارد كون خود كنيد. بعد از آن شلنگ را در آورده كه در آن هنگام اگر كون خود را شل كنيد آبهاي وارد شده به همراه باقي مانده مدفوع در انتهاي روده بزرگ از مخرج شما خارج شده اين عمل را آنقدر تكرار كنيد كه آب خارج شده از مخرج كون شما آبي زلال و شفاف باشد.

۵- خود را عادت دهيد كه هر موقع كه به دستشوئي ميرويد. سوراخ كون خود را با صابون تميز بشوئيد. اين كار باعث ميشود كه اولا سوراخ كون شما حالت پير شدگي و رنگ تيرگي خود را در طول مدت زمان از دست بدهد. و به سوراخي حشري كننده و جذاب تبديل شود.
هر موقع خواستيد ببينيد كه آيا سوراخ كون شما آماده سكس هست يا نه ؟ انگشت خود به آرامي به سوراخ كون بماليد و سپس آنرا بو كنيد. اگر بوي بد و متعفن ميداد اين سوراخ هرگز براي سكسي جذاب مناسب نيست و بايد در حفظ و نگهداري و تميزي آن كوشش بيشتري به خرج دهيد.

۶- هر موقع كه از حمام بيرون مي آئيد همانطور كه دست و صورت خود را كرم مرطوب كننده ميزنيد سوراخ كون خود را هم به مقدار زيادي كرم آغشته كنيد كه هميشه حالت طراوت و تازگي خود را حفظ كند.

۷- هرگز شبها هنگام خواب دمر نخوابيد. چون دو مشكل بزرگ را كه اكثر زنهاي ايراني به آن مبتلا هستن به خاطر همين طرز نا صحيح خواب در شب است . اولين مشكل انحراف دادن سينه و نافرم كردن آن است و دومي اينكه اگر شبها رو به آسمان بخوابيد و وزن خود اكثرا بر روي كون شما باشد اولا باعث ميشود كه هميشه بدن شما استخوان بندي سالم و بدون خمودگي داشته باشد و ثانيا كون شما براي رشد زيادي جا نداشته باشد.

۸- در طول شبانه روز حتما از شكم بند استفاده كنيد. حتي اگر داراي اضافه وزن نيستيد چون اينكار باعث حفظ تراشيدگي بدن شما خواهد شد.

۹- نكته مهم اينكه هرگز وسائل غير استاندارد و نا متعارف را درون كس خود نكنيد كه اين عمل باعث پيري زود رس كس شما خواهد شد.



البته موارد بسيار ديگري نيز هست كه بعدا به آنها ميپردازيم.
اگر شما تا حالا موارد فوق را رعايت نميكرديد هنوز هم دير نيست از همين الان خود را براي اينده آماده كنيد.


 #نوشته شده توسط عمو سکسو در ساعت 11:29 ص  نظرات شما  


  10/28/2003

 تحقيقات راجع به كسهاي ايراني :

 
اكثر جهانگردان و آدمهاي دنيا ديده اي كه ايران ما رو هم ديدن متفق القول هستن كه از نظر قيافه دخترهاي ايراني در دنيا تك هستن.
نكته ديگه اينكه همين دخترهاي ايراني با توجه به محدوديتهائي هم كه در جامعه دارند باز هم از نظر توجه به وضع ظاهري خود در دنيا بي نظير هستند.
استاد دانشگاهي ميگفت :‌ من يك نكته برام سخت مورد سئوال كه دختر خانمهائي كه صبح ساعت هفت در دانشگاه حضور دارند و هفت قلم آرايش كردند با توجه به بعد مسافت راه كي از خواب بيدار ميشوند؟! كه هم صبحانه ميخورند - هم به وضع ظاهريشون ميرسند و هم مسافت خونه تا دانشگاه را طي ميكنند؟

اين مسائل اهميت ظاهر رو در نزد خانمهاي ايراني نشون ميده.
اما نكته اي كه كمتر مورد توجه است اينه كه چرا همين خانمها توجه كمتري به زيبائيهاي پنهان خود دارند؟
يا به عبارت ديگه چرا در بين خانمهاي ايراني زيبائي كس- كون و سينه اصلا مطرح نيست؟!
عزيز تزريقاتي ميگفت : اكثر خانومهائي كه براي تزريق آمپول به من مراجعه ميكنن از بس كون پشمالو و زشت و بيريختي دارند كه دلم نميگيره براي آمپول زدن يك بار به كونشون با دقت نگاه كنم چه برسه كه بخوام نسبت به شرايطي كه جلوم به وجود اومده احساس شهوت بكنم.
روزي در ميدان ونك تابلوي مطبي به چشمم خورد كه به نظرم كار نوئي بود. روي تابلو نوشته بود خانم دكتر ..... فوق تخصص زيبائي سينه زنان.
بعد از چند نوبت كه از جلوي تابلو رد ميشدم خيلي كنجكاو شدم و وارد ساختمان مربوطه و مطب دكتر شدم كه متاسفانه ديدم كه خانوم دكتر متخصص از بس سرشون خلوت هست كه كار منشي و آبدار چي رو هم خودشون انجام ميدن.
چرا اكثر خانماي ايراني سينه اي شل و ول و بيحال دارند كه هنگام سكس موتور داغ و دور گرفته شهوت مردان رو كم دور ميكنند؟!
چرا زيبائي كس اكثر خانمهاي ايراني در ميان پشمهاي پير و فر خورده پنهانه؟
چرا كوني كه مردهاي ايراني اينقدر طلبه اش هستند بعد از نمايان شدن منظره اي كريه و حال بهم زن داره؟!
چرا يك دهم توجهي كه به ظاهر خود دارند به جاهاي مهم تر ديگه بدنشون ندارند؟!
زيباترين و خوش آرايشترين خانمهاي ايراني وقتي پيش آدم لخت ميشوند احساس آلودگي و كثافت به مردان دست ميده!
واقعا چرا اينطوره؟!
اينها حق مسلم يك مرد ايرانيه كه سالهاس پايمال ميشه.
يا اصلا نكته جالب تر! من هيچ خانم ايراني رو نديدم كه وقتي لباسهاشو در مياره شرت و سوتينش با هم ست باشه!! اگه شرتش قرمزه سوتين سبزه و يا اگه شرتش سفيده سوتينش سياه.
اما وقتي همين خانم ميخواد از خونه بيرون بره اگه بند كفشش با بند عينكش ست نباشه امكان نداره كه پاشو از خونه بيرون بذاره!!
واقعا اين موضوع نكته تامل برانگيزيه كه جاي بحث و بررسي بسيار داره.

اما در كل زيبائي چيز دور از دسترسي نيست.
اكثر مردان با تجربه هيچوقت دنبال صورت و چهره زيبا نيستند و خواهان كسي هستند كه بتونه در طي سالهاي زندگي نياز سكسيشونو تامين كنه! (البته در اينجا موضوع نياز عاطفي نيز مطرحه و خودش بحث جدا داره كه در مجال اين مقاله نيست)
در مقاله بعدي حتما راجع به اين صحبت ميكنيم كه چگونه اعضاي جنسي خود را زيبا تر كنيم؟!
اما در پايان اين جمع بندي رو بكنم كه زيبائي فقط به يك وجب صورت ختم نميشه و با كمي رسيدگي خانمها ميتوان كل وجود خود رو زيبا كنند كه در مقاله بعدي راجع به همين موضوع بجث خواهيم نمود.

 #نوشته شده توسط عمو سکسو در ساعت 11:16 م  نظرات شما  


  10/22/2003

 ادامه خاطره اولين سکس

 
ژاني همچين با حرص و ولع خودشو به من چسبونده بود كه انگار سالهاس تشنه سكسه! و ازش محرومه!!
بعد از كمي ماچ بازي ژاني كم كم رفت پائين تا رسيد به كيرم.
بدون هيچ اضافه كاري اي كيرم رو كرد تو دهنش و يك گاز لذت بخش از گردنش گرفت و شروع كردن به ليس زدن.
يك ليس مشتي از انتهاي تخم تا ابتداي كلاهك كير كافي بود كه من بهت زده رو به هپروت ببره!! اصلا چيزائي رو كه ميديدم باور نميكردم.
كاملا كيرم تو دهن ژاني بود كه هنوز گرم ساك زدن بود كه كير بي جنبه من انفجاري رو كه ساعتها منتظرش بود رو انجام داد. تا حالا هيچوقت آبم اينقد نيومده بود. تموم دهن و سر و صورت ژاني پر آبكير شده بود.
ژاني شاكي شده بود كه چرا بش علامت ندادم كه آبم داره مياد نصف آبم رو خورده بود و نصف ديگه اش هم كه تو دهنش بود فورت كرد بيرون.
يه چيزائي گفت و رفت.
منم كه رو زمين دراز كشيده بودم همونجوري دو سه دقيقه بي حركت موندم.
حاله گرفتم بعد از اومدن آبم گرفته تر به نظر ميرسيد. خيلي افكار احمقانه و بچه گانه اي اون لحظه تو سر ميگذشت :
اگه مادر بفهمه چي ميشه؟!
اگه اينجا ازمون فيلم گرفته باشن و بعدا فيلم سوپرم پخش شه چي؟
و....
همين افكار باعث شد كه بپرم توي آب تا خودم رو بشورم و براي تندتر رفتن بيرون آماده كنم. هنوز خودم رو نشسته بودم كه ژاني اومد. و اشاره كرد كه برم بيرون.
ژاني با يك كاندوم برگشته بود. و فهميدم كه ميخواد كار رو ادامه بده با اون همه آبي كه ازم رفته بود ناي سر پا وايستادن هم نداشتم چه برسه دوباره رو كار رفتن.
از طرفي هم اين همه خودمونو كشته بوديم و بعد از سالها مرغ شانس در خونمونو زده بود هنوز لذت كس كردن رو هم نچشيده بوديم.
خلاصه گفتم هر چي هس باداباد و دوباره خودمو به ژاني سپردم.
اما مشكل كيرم بود كه بعد از اون همه جوش آوردن الان موتور سوزونده بود و شده بود اندازه يك ارزن.
شما قيافه كير بعد از جلق و كير آب خورده رو حساب كنين چقد ضايعس؟ حالا اين دو تا ضايعگي رو بذارين كنار هم تا حساب كير من دستتون بياد.
اما ژاني خيلي وارد تر از اينها بود كاري كرد كه كيرم دوباره قد كشيد. همچين به حرص و ولعي كير منو ميخورد كه تا اون لجظه تو هيچ فيلم و داستاني نديده و نشنيده بودم.
اصلا ديدن قيافه ژاني تو اون لحظه شهوت آور بود.
وقتي هم خودم و هم كيرم هر دوتائي شنگول شديم.
ژاني دكوراسيون رو عوض كردو طاقباز خوابيد و اشاره كرد كه بيا كسم رو بخور. من كه تا اون لحظه تو فيلم سوپرا هم كه اين صحنه رو ميديم حالم بد ميشد اخمي به ژاني كردم و حاليش كردم كه من اينكار رو بكن نيستم و اونم اصرار نكرد.
اما حالا خيلي پشيمونم چون كس ليسي يك هنر هست كه نه تنها براي زن ميتونه لذت بخش باشه ميتونه مرد رو هم براي لذت بيشتر بردن تحريك كنه.
ژاني همونطوري كه نشسته بود دستم رو گرفت و انگشتهاي اشاره و سبابه ام رو كرد تو كسش. اشاره كرد كه عقب و جلوشون كنم. با اينكه احساس خوبي نداشتم از اينكار اما صداها و حركاتي كه از ژاني بلند ميشد منو صد چندان تحريك ميكرد.
بعد از تكرار اينكارا ديگه نتونستم خودمو تحمل كنم و لنگاش رو انداختم رو شونم و خواستم كيرم رو بكنم تو كسش كه ژاني مانع شد و كاندوم رو روي كيرم سوار كرد راستش تا اون موقع كاندوم از نزديك نديده بودم.
خلاصه بالاخره به فيض كس كردن نائل شديم و كيرم رو كردم تو كسش.
اه و ناله ژاني مثه لالائي شده بود براي كسي كه ميخواد بخوابه.
اما من ديگه چشمامو بسته بودم و كيرم رو تو كس ژاني عقب و جلو ميكردم صداي اه و ناله خودمم هوا رفته بود رسيده بودم به عرش.
تو همين حال آبم اومد و كاندوم رو در آوردم و مقداري از آب پاشيد رو سرو سينه ژاني.
من دو باره بيحال شدم از قيافه ژاني معلوم بود كه هنوز ارضا نشده . دو تائي رفتيم زير دوش و هم ديگه رو شستيم. و از ژاني خدافظي كردم و لباسامو تحويل گرفتم و زدم بيرون.
۲۰ هزار تومن براي كس كردن و استحمام و سونا مي ارزيد.
از اون بيشتر ۲ ساعت خاطره اي كه تعريف كردنش هميشه ۵ ساعت وقت ميگيره.
موفق باشين.
شكوين

 #نوشته شده توسط عمو سکسو در ساعت 8:29 م  نظرات شما  


  10/21/2003

 ادامه خاطرات اولين سکس

 ادامه خاطره اولين سكس من ......


خلاصه چند دقيقه كه نشستم.
جو اونجا برام عادي شد.
خيلي حشري بود اما كيرم خوابيده بود.
البته خواب خواب هم نبود اما ديگه مثه بقيه شده بود.
رفتم تو استخر و دو دقيقه كه توش بودم انگار نه انگار كه دور و برم چه خبره .
اصلا احساس آرامش و راحتي اونجا نميكردم
هيچ وقت تو عمرم جلو كسي كون لخت نبودم واسه همين وقتي ميخواستم راه برم سعي ميكردم كونم طرف ديوار باشه و كيرم رو هم با دست پنهان ميكردم.
از طرفي هيشكي اونجا كيرش پشمالو نبود اما كير من وسط پشمام گم بود. و اين خجالت من رو صد چندان ميكرد
جو اونجا باعث شده كه احساس پوچي و بيخاصيتي بكنم.
به خودم ميگفتم زندگي واقعا چيه؟
اگه اينها آدمم پس من كيم؟!
از طرفي كلي به خودم فحش دادم كه همچين جائي اومدم از طرفي هم يه دل ميگفت بمون كه تو عمرم ممكن بود ديدن اين صحنه ها هيچوقت ديگه اتفاق نيوفته.

تو استخر يكم چرخ زدم تا اينكه در سوناش رو پيدا كردم.
موقع ورود يكم خر تو خر شد و يكي از عقب ماليد درم
خيلي عصبي شدم و برگشتم يه چي بش بگم كه ديدم يارو اصلا تو اين حال و هوا ها نيس تو همين حال يه دفعه احساس برخورد كير خودم رو با مانعي احساس كردم
تو همون خر تو خري ورود به سونا كير من ماليده بود در كون يك زنه.
از اون لحظه انگار تو اين دنيا نبودم !
پيش خودم ميگفتم كه اگه همه صحنه هاي اينجا رو واسه رفقام تعريف كنم و اونا باور كنن امكان نداره كه اين صحنه رو باور كنن.
رفتم تو سونا و يه گوشه نشستم و سعي كردم چشامو ببندم و ماجرائي كه برام اتفاق افتاد رو يك بار ديگه مجسم كنم.
اما احساس كردم كه يك گرز آتشي تو كونم كردن. خيلي صندلي كه روش نشسته بودم داغ بود انگار كون رو كردم تو تنور نون وائي و از همه طرف داره شعله آتيش بش مياد.
نميدونم چرا هيشكي ديگه احساس من رو نداشت؟
همه ميگفتن و ميخنديدن و انگار نه انگار كونشون داره ميسوزه!
پيش خودم گفتم لابد سوناي اينجا اينجوريه و خيلي ضايعس كه من عربده بزنم و بلند شم.
تنها كاري كه ميتونستم بكنم اين بود كه هر دو ثانيه يه بار وزن رو روي يك كپلم بذارم. تا اون يكي كپل زمان خنك شدن داشته باشه.
اينقد اين پا اون پا كردم تا همه متوجه من شدن و با اشاره و زبون بهم يه چيزائي گفتن و من حاليم نشد تا اينكه همون زنه كه ماليده بودم در كونش اومد طرفم و دستم رو گرفت و بغل خودش نشوند. وقتي نشستم انگار كونم رو كردن تو بهشت. چه زندگي بود وقتي نفسم اومد بالا و دور و برم رو نگاه كردم نفهميدم چه صيغه اي بود كه هيشكي رو اون صندلي كه من نشسته بودم نميرفت بشينه!
امل بازي در اورده بودم هزار تا و كون خودمو كباب كرده بودم اما هيشكي به روم نيورد تازه از اون به بعد همه با من مهربون تر شدن.
زنه كه ماليده بودم درش كه بعدا فهميدم ژاني يا يه چي تو اين مايه ها صداش ميكنن دستش رو گذاشته بود رو پام و خودش رو چسبونده بود به من!
ژاني به قيافش ميخورد ۳۰ سال داشته باشه اما وقتي بعدها دست و پا شكسته ازش پرسيدم چند سالته
گفت ۲۰ سال كه از تعجب شاخ در اوردم يا من عددي رو كه گفت بد برداشت كردم يا از بس داده بود اون شكلي شده بود
يه چيزائي ميگفت و فك كنم دلداريم ميداد آخه همه فهميده بودن از خجالت دارم آب ميشم.

آخر دستم رو گرفت و از سونا برد طرف استخر جائي كه همه داشتن ميدادن و ميكردن.

يه لحظه پريد تو بغلم و شروع كرد به لب گرفتن من از تعجب شاخ در آورده بودم گفتم نكنه منو با كسي اشتباه گرفته اما نه ....


ادامه دارد .........

 #نوشته شده توسط عمو سکسو در ساعت 11:35 ص  نظرات شما  


  10/20/2003

  خاطره اولين سکس قسمت اول

 
امروز ميخوام خاطره اولين سكسم رو براتون تعريف كنم.
سالم بود معافيت كفالت پدرم رو گرفتم و مشكل سربازيم رفع شد.
همون سال تابستون به اصرار همسايه سابقمون كه يك پيرمرد و پيرزن بودن به هلند دعوت شديم و ما هم مقدمات رو چيديم و عازم هلند شديم.
شهري كه اين همسايمون توش بود خيلي به ساحل نزديك بود اما چون اونجا همه كون برهنه بودن مادرم نميذاشت فكر دريا رفتن رو هم تو سرم بپرورونم!!
صحنه هائي براي اولين بار اونجا ميديم كه اگه ميومدم ايران براي رفيقام تعريف ميكردم هيچكس باورش نميشد.
دخترا با مينيجوب ميومدن تو خيابون هيشكس هم كاري بهشون نداشت. تو ايران يكي دكمه مانتوش باز ميشد و ما لباس زيرشو ميديم ميرفتيم شصت دست جلق به عشقش ميزديم.
چند روز كه اونجا بوديم به همسايمون گفتم اينجا حموم عمومي نداره؟!(اخه سوئيتشون خيلي كوچيك بود و دستشوئي هم بزور داشت) گفت راستش نه نداره ما هم ميخواهيم حموم كنيم يه لنگ ميذارين وسط اتاقو خودمونو تو اون ميشوريم.
گفت اگه ميخواي تن به آب بزني ميتوني بري دريا و يا بري استخر.
كه مادرم گفت دريا نه برو استخر.
خلاصه وسايل استخر رو آماده كرديم و ريختيم تو يك چمدون و آدرس استخر رو هم پرسيدم و آدرس برگشت به خونه رو هم برام نوشتن و رفتم تو خيابون!
اولين بار بود كه اونجا تنهائي ميومدم بيرون.
صحنهائي تو خيابون ديدم كه كيرم داشت منفجر ميشد. و نزديك بود همونجاها در بيارم و جلق بزنم.
ميخواستم رامو كج كنم و برم طرف دريا اما گفتم جنبشو ندارم ميرم اونجا يه وقت كار دست خودم ميدم پس به همون استخر قانع شدم تازه پيش خودم فكر كردم كه حتما ميشه تو استخر سوراخ سنبه اي براي ارضا دستي خودم پيدا كنم. تو تهرانش كه بوديم هفته اي دوسه بار خودمو خجالت ميدادم. اما اونجا اين همه تحريك شده بودم و جائي براي خالي كردن خودم پيدا نكردم.
تازه شنيده بودم هلند جنده خونه هم داره. واسه همين دو سه تا خيابون بالا و پائين كردم شايد نشوني پيدا كنم اما نه پيدا نميشد.
تازه راه استخر رو هم گم كردم.
زبانمم خوب نبود. واسه همين جلوي يه پسر جوون رو گرفتم و با علامتهاي دست گفتم ميخوام برم استخر.
بدبختي نه شنا كردن و نه استخر نميدونستم به انگليسي چي ميشه.
سه چار نفر هم دورمون جمع شدن آخر مجبور شدم دست كردم توي ساكمو و مايو رو نشونشون دادم كه همه خنديدن و منظورم رو فهميدن.
چه آدماي باحالي داره هلند پسره راهشو كج كرد و چون فهميده بود خارجي هستم دستمو گرفت و تا سه چارتا خيابون اونور تر تا دم استخر برد.

تشكر كردم و رفتم تو.
قيافه اش شبيه استخراي ما نبود.
پرنده پر نميزد.
رفتم دم باجه
يارو كه فهميد خارجيم پاسپورتم رو خواست و نشونش دادم و پول رو بهش دادم و بليط رو گرفتم و رفتم تو يه اتاق.
داشتم حساب كتاب ميكردم ديدم ۲۰ هزار تومن به پول ما تموم شده. كلي حالم گرفته بود.
تو اتاقي كه رفتيم مثه سينما يه فيلمي پخش ميشد اولش چشام گرد شد فك كردم فيلم سوپره گفتم لابد اشتباه اومد بعد ديدم نه بابا راهنماي استخره
تو فيلمه اولي با لباس داشت ميرفت دو استخر روش خط كشيد
دومي با عينك روش خط كشيد
سومي مرد با دمپائي ميرفت روش خط كشيد
چارمي زنه با كرست رفت روش خط كشيد
پنجمي مرده با شرت رفت رو اونم خط كشيد و...
ترسيده بودم نه راه پس داشتم نه راه پيش.
رفتيم تو يه اتاق و لباسامو در اوردم ريختم تو ساك داشتم ميرفتم كه راهنما اومد و بهم فهموند با مايو نميشه بري تو.
منم مايو رو در آوردم.
ترسيده بودم گفتم نريم تو بگيرن ما رو بكنن
خلاصه تا وقتي برسم به در استخر برام يك ساعت گذشت.
وقت وارد شد. صحنه اي ديدم كه تو خواب هم تصور همچين جائي رو نميشد كرد.

زن و مرد همه كون لخت.
يكي داشت كس يكي رو ميليسيد
يكي داشت واسه اون يكي ساك ميزد
يكي لنگاش هوا بود سه نفر نون كس و كون و دهنش كرده بودن.
يكي خوابيده بود و سه تا دختر باش ور ميرفتن اما كيرش هنوز خوابيده بود
خلاصه اون استخر وسط نخودي بود و همه دور تا دورش داشتن فيض ميبردن.
با ديدن اين صحنه ها كيرم رسيده بود به سقف.
فك كنم اون موقع اگه ميكردمش تو آب استخر كل آب استخر تبخير ميشد.
كافي بود كه يه اشاره به كيرم بشه كه كل اون استخر رو آب كير من ورداره
دو سه دقيقه كه گذشت ديدم خيلي ضايعس هيشكي نديد پديد تر از من نيست. رفتم يه گوشه چمپاته نشستم بلكه كيرم بخوابه.....


ادامه دارد....

 #نوشته شده توسط عمو سکسو در ساعت 9:40 ص  نظرات شما  


  10/19/2003

 رسالت سنگین شروع به کار ما

 ما ميخواهيم از سكس بگيم
از چيزي كه ما ايرانيها احساس ميكنيم كمبودشو داريم!
ميخواهيم از ديد متفاوتي به اين موضوع نگاه كنيم.
نگاهي كه كمتر بهش توجه شده.
از تجربيات- از خاطرات- از اشتباهات و از همه چيزهائي كه فطرتمون بطرفش ميره!
ما يك گروه هستيم كه اين مكان رو براي تبادل نظر و بيان ديدگاههاي خود انتخاب كرديم و اميدواريم كه شما خوانندگان گرامي اين وبلاگ نيز با نظرات سازنده خود ما را در بهتر كردن روز افزون اين مكان ياري دهيد

 #نوشته شده توسط عمو سکسو در ساعت 10:55 م  نظرات شما